نگاهی به سیاست زدگی بین المللی ورزش با رویه بشردوستی و صلح
نگاهی به سیاست زدگی بین المللی ورزش با رویه بشردوستی و صلح

در بحبوحه آتش جنگ در اوکراین و علیرغم کنشگری یکپارچه نهادهای بین المللی، جهان همواره شاهد سوگیری و برداشتهای نامتعرف له یا
علیه کشورهای درگیر در جنگ شده است. حامیان روسیه از یک سو و طبل کوبان صلح برای اوکراین از سوی دیگر خوانش های متفاوتی را می
سرایند که اما در وضعیت کنونی جنگ تاثیر چندانی نداشته است.

پیشگفتار
در بحبوحه آتش جنگ در اوکراین و علیرغم کنشگری یکپارچه نهادهای بین المللی، جهان همواره شاهد سوگیری و برداشتهای نامتعرف له یا
علیه کشورهای درگیر در جنگ شده است. حامیان روسیه از یک سو و طبل کوبان صلح برای اوکراین از سوی دیگر خوانش های متفاوتی را می
سرایند که اما در وضعیت کنونی جنگ تاثیر چندانی نداشته است.
نکته قابل توجه در اینجاست که فارغ از جهت گیری های سیاسی دو کشور و منازعات موجود در عرصه بین الملل، نوع واکنش از سوی برخی از
کشورها و در کنار آن نهادهای هادی بین المللی متفاوت است. در این بین، واکنشهای قابل تاملی در حوزه بین المللی ورزش از سوی باالترین
نهاد حاکمیتی بین المللی در ورزش یعنی کمیته بین المللی المپیک IOC و پیرو آن فدراسیونهای بین المللی IFs بروز کرده است.
پر واضح است که دستاویز نهادهای یادشده چیزی بجز منفعت طلبی و حمایت صوری از کشور جنگزده اوکراین نیست؛ یک حمایت پوشالی با
پوسته ای بنام ورزش و نام بردن از ورزشی عاری از سیاست و جنگ طلبی. اما در راس سواالت بیشماری که در ذهن متبادر می گردد اینست
که کمیته بین المللی المپیک که امروز با آویزان شدن به قطعنامه صلح المپیک Truce Olympic فی مابین خود و سازمان ملل متحد و نیز
چنگ زدن به ریسمان نخ نمای منشور المپیک چگونه می تواند چشم بر بسیاری از بی عدالتی ها در جای جای دیگر جهان ببندد و اینگونه دنیا
را علیه ورزشکارانی بی گناه و پرتالش متحد سازد تا جاییکه عالوه بر حذف پرچم و سرود ملی، ورزشکاران، مقامات و کلیه اعضاء ورزشی یک
کشور را با تحریم های بسیار گسترده مواجه سازد. جالبتر آنست که رئیس کمیته بین المللی المپیک در بزنگاهی با یک عقبگرد دیپلماتیک خود
را ملعبه و بلندگوی زورگویی و منفعت طلبی استعمارطلبان می کند و اعالم می نماید که همچنان حتی در صورت آتش بس و مذاکرات صلح
هم احتمال بازگشت روسیه و بالروس به دنیای ورزش نیست. متعاقب بیانیه هیات اجرایی IOC اکثریت فدراسیونهای بین المللی اقدامات متعددی
علیه روسیه انجام می دهند؛ حذف میزبانی ابررویدادها در این کشور، حذف ورزشکاران، الزام به عقب نشینی سران روسی فدراسیونهای بین
المللی و در تازه ترین اقدام؛ حذف تیمهای پارالمپیکی روسیه و بالروس در حمایت از اوکراین. فلسطینیها، یمنیها، افغانها، عراقیها و سوریها
هم باید از خود بپرسند که چه باید کنند تا دردهایشان به اندازه دردهای اوکراینیها اینقدر سریع دیده شود.
تورم رگ غیرت به خونخواهی صلح
در مذموم بودن پدیده تعرض به خاک کشورهای دیگر و آتش افروزی تردیدی وجود ندارد اما چرا گنه کرد بلخ آهنگری به ششتر زدند گردن
مسگری!! این روایت حاکی از بیرون زدگی رگ غیرت IOC و جهان حاکمیتی ورزش در واکنش به موضوع جنگ است. اما سوال بی پاسخ دیگر
در اینجاست که ورزش با شعارهای معروف خود بهمراه سوگندنامه های صلح طلبی و عدم تعارضات جنسیتی و از این قبیل چگونه حذف و
سوزاندن زحمات و تالشهای چهارساله المپین ها بدلیل منازعات سیاسی و جنگ را رقم زده است؟!! چرا IOC به یکباره بر روی فلسطین، سوریه،
یمن، افغانستان، عراق و برخی از خرده منازعات قومیتی در شرق آسیا چشم بند استراحت می زند و در بزنگاه اوکراین قد برافراشته است. مگر
دستان آلوده ی جنگ افروزان به خون هزاران انسان و کودک در یمن و سوریه آغشته نیست؟!! چرا حمایت از رژیم منحوس و معجول اسرائیل
آنچنان اهمیت دارد که عدم رویارویی با ورزشکاران بی هویت این کشور بی هویت چراغ سبز جالی وطن بهمراه دارد؟؟!! و یا کشورهای آنها
تهدید به تعلیق ظالمانه می شوند؟؟!! پاسخ اینست که در چشم IOC برخی انسان ترند و برخی خیر. پاسخ در عدم پایبندی بزرگترین نهاد
حاکمیتی ورزش به اصول عدم تبعیض است. و دیگر پاسخ اینست که کمیته بین المللی المپیک از سوی ابرقدرت هایی تغذیه می شود که قطعا
بدلیل پدرخواندگی و هزینه های هنگفت بین المللی باید حد فرزندی و تابعیت خود را بجای آورد. پاسخ اینجاست که پای استداللیون چوبین
بود، پای چوبین نیز سخت بی تمکین بود. اینچنین است که IOC هم اکنون به تظلم خواهی اوکراین برخاسته و تمامی تالش خود را برای شیرین
تر کردن کام حامیان مالی اش بکار بسته است.
فتنه ای بی دست و پا بنام اسرائیل
واقعیت تلخ و آزاردهنده امروز ورزش ایران هم عاری از سیاست زدگی نیست. بی تدبیری برخی از زعمای ورزش و روسای فدراسیون ها و عدم
وجود دیپلماسی و چاره اندیشی برای بحرانی بنام اسرائیل؛ همواره دودش به چشم ورزشکاران و مربیان زحمتکش و دلسوزی رفته است که سالها
کوشش و عرق ریختن با حداقل امکانات و سرمایه را در یک لحظه از دست می دهند.
اسرائیل؛ خط قرمزی به پهنای جمهوری اسالمی ایران است، فرمانی حاکمیتی و تدبیری است از سوی رهبری معظم انقالب )دامت برکاته( برای
کناره گیری مطلق از آلودگی ها و قطع هرگونه بند ناف همنشینی ولو در سایه ورزش و صلح. اما به زعم نگارنده، در کنار تابعیت از فرمان رهبری
می بایست از یک دیپلماسی فعال برای خنثی سازی توطئه و موذی گری این رژیم غاصب بهره برد. دیپلماسی فعال برای زدودن سنگینی حضور
اسرائیل در رویدادهای مختلف و حضور چالش برانگیز ورزشکاران این کشور بی نشان در قالب سایر کشورها، تیمها و در رشته های مختلف
ورزشی می تواند مسکنی هوشمندانه بر آالم دردهای ورزش ایران در حوزه بین الملل باشد.
تحلیل مساله: امروز در کنار حضور بحث برانگیز اسرائیل در بسیاری از رویدادها و مناسبات بین المللی ورزشی، پدیده پذیرش تابعیت به
کشورهای دیگر و حضور ورزشکاران اسرائیلی در جداول مختلف و اوزان مختلف رویدادها باعث کناره گیری ورزشکاران ایران از بسیاری از
مسابقاتی است که بعضا اهمیت و ارزش مدال آنها در سبد ورزش کشور ملموس می نماید.
اسرائیل بخوبی واقف است که تنها راه حل حضور در سکوهای توزیع مدال صعود مستقیم و عقب نشینی ورزشکاران، بویژه ایرانیان، از مواجهه با
آنهاست. لذا، از این موضوع و رویه بخوبی بهره برداری نموده و ورزشکاران خود را حتی در رشته های کم برخوردارتر و بی نام و نشان تر وارد
میدان رقابت می می کند تا سیطره حضور خود را در سیاست جهانی اینبار با نفوذ در ورزش حفظ نماید. البی یهود و صهیونیست بقدری باالست
و بقدری ثروت در اختیار آنست که به چرخش انگشت در باالترین سطوح مدیریتی ورزش و وابستگی اعضاء خانواده های ایشان به رئوس حاکمیتی
در نهایت اثر خود را نشان می دهد. یک جستجوی نسبتا زمانبر می تواند نشان دهد که در بسیاری از فدراسیونهای بین المللی و حتی در مبادی
مدیریتی IOC ،وابستگان خانوادگی مدیران به طبقه مرفه یهودی یا صهیونیستی است.
آسیب شناسی و خالءها: برخی از خالء های موجود در زمینه مواجهه و خنثی سازی تهدید اسرائیل بطور بالقوه به شرح ذیل است:
۱ .عدم تسلط مدیران ورزشی ایران به زبان انگلیسی: این موضوع در نگارش متون و نامه های اداری، دفاع از جایگاه های بین المللی
ایران و البی برای کسب کرسی همواره یک نقظه ضعف جدی محسوب می گردد. راه حل این موضوع برگزاری کالسهای آموزشی ویژه
زبان انگلیسی ورزشی است که با توجه به سطح بندی مدیران در رده های مختلف شغلی می تواند تاثیرگذار باشد.
۲ .عدم آشنایی مدیران با حقوق بین الملل در الیه های مختلف مدیریتی
۳ .عدم آشنایی مدیران با نص صریح قوانین و مقررات ورزشی
۴ .برنامه ریزی مقطعی برای کرسی های موقتی و بعضا بی اساس در فدراسیونها
۵ .سیاست گذاری نادرست برای مواجهه با مسائل برخاسته از حضور اسرائیل
۶ .عدم وجود بودجه الزم برای پیشبرد سیاست گذاری تقابلی از طریق دیپلماسی
۷ .عدم حضور مشاوران آگاه و مسلط به حقوق و مناسبات بین المللی و منطقه ای در دستگاه های ورزشی و فدراسیونها
راهکارها:
بمنظور مقابله با موضوع حضور اسرائیل در رویدادهای ورزشی راهکارهای ذیل بصورت کلی ارائه می گردد:
۱ .تسریع و تسهیل روند کسب کرسی:
دنیای سیاست کنونی در کنار استفاده از ابزار قدرتمند رسانه های اجتماعی و سایبری، امروز بدنبال اعمال نفوذ رژیم غاصب اسرائیل بدلیل هزینه
های هنگفت در بدنه ورزش با سوءاستفاده از قوانین بین المللی است. به بیان شفافتر؛ اسرائیل در پوسته صلح، عدم تبعیض و پیروی از منشور
المپیک مورد مظلوم نمایی واقع می شود تا صدای مسئولین IOC و فدراسیونهای بین المللی بلند شود. با توجه به حرکت زیرپوستی اسرائیل در
حوزه های مختلف ورزش، نخستین راه حل برای خنثی سازی این مهم؛ پرهیز از حضور و مواجهه با ورزشکاران اسرائیلی است. این موضوع خط
قرمز محسوب می شود و بدیهی است توجیح ورزشکاران و مربیان و دست اندرکاران تیمهای اعزامی به رویدادهای ورزشی را می طلبد. بصورت
همزمان نیز می بایست هزینه های الزم در این حوزه بمنظور فرهنگ سازی و بررسی تبعات ناشی از آن صورت پذیرد. موضوع مهم اینست که
ورزشکاران تالشگر ایرانی عموما برای پرهیز از رویارویی با اسرائیل تمارض به آسیب دیدگی و یا در شرایط کنونی تظاهر به ابتال به کرونا را در
پیش می گیرند که این رویه در کوتاه مدت آسیب های جدی بهمراه دارد. عدم رویارویی با اسرائیل از سوی IOC و فدراسیونهای بین المللی به
باخت عمدی، تبانی، تبعیض قومیتی و ملیتی و هزاران موضوع دیگر تعبیر می گردد و هزینه های ناشی از آن متوجه فدراسیونهای ملی و در
راس آن شخص ورزشکاران و مربیان است.
راهکار مقابله با این موضوع فعالسازی صحیح نفوذ در بدنه های مدیریتی کالن در سطوح بین المللی یا همان کسب کرسی است. حضور نمایندگان
ایران در بخشهای برگزارکننده مسابقات و تاثیر ایشان در گزینش جداول و اوزان می تواند تاثیر حضور اسرائیل را در مسابقات کمرنگ نماید.
ورزشکاران اسرائیلی دیگر نمی توانند بصورت گزینشی در جدول مسابقات بصورت مستقیم به نیمه نهایی و یک چهارم نهایی با قرعه استراحت
و یا دشوارسازی جداول صعود نمایند. هرچند کنترل این موضوع در برخی از رشته های ورزشی کمی دشوار است اما پیاده سازی آن می تواند
بطور قابل توجهی تاثیر حضور رژیم صهیونیستی را کمرنگ و یا حذف نماید. از سوی دیگر شائبه تبانی، باخت تعمدی، تظاهر به آسیب دیدگی
و یا موضوعات اینچنینی برای IOC متبادر نمی شود.
ضروری است؛ در بخش نگارش قوانین و مقررات تابعیتی، با حسن استفاده از حضور نمایندگان آگاه و مطلع و پرنفوذ ایرانی نسبت به اصالح
قوانین اخذ تابعیت و پناهندگی بازنگری و تدابیر الزم برای جلوگیری از ورود ورزشکاران رژیم صهیونیستی اندیشیده شود. به بیان دیگر، نخستین
راهکار تقابل با نفوذ اسرائیل در ورزش و بویژه در منطقه و همچنین خنثی نمودن تهدید جامعه حاکمیتی بین الملل نظیر IOC و فدراسیونهای
بین المللی، بدون رد پا جریان نفوذ را بطور عکس در مبادی بین المللی پیاده نمود. در این بین، می بایست دیپلماسی فعال گفتگو و رایزنی را با
حفظ اقتدار برای کسب کرسی های تاثیرگزار بطور جدی بکار بست.
۲ .بازنگری در قوانین و مقررات داخلی:
با بررسی دقیق شرایط و وضعیت کنونی در جهان ورزش، بنظر می رسد برخی از قوانین و مقررات داخلی در کشور نیاز به بازنگری جدی دارد.
در این سطح؛ میزان استفاده از افراد ذی نفوذ در جریان البی بین المللی نباید با قوانین سختگیرانه و محدودکننده نظیر بازنشستگی و یا چندشغله
بودن مورد اصابت قرارگیرد. بسیاری از مدیران شایسته و افرادی ذیصالح بواسطه رسیدن به بازنشستگی و یا بدلیل برخی از مقررات قانونی نمی
توانند بطور موثر در حفظ و حراست از منویات جمهوری اسالمی حضور یابند.
از دیگر موارد مهم در بازنگری در قوانین، اصالح ساختار مالی در حوزه ورزش است. نیل به اهداف بلندمدت و میان مدت بین المللی و لزوم تقابل
با نفوذ اسرائیل نیازمند سرمایه گذاری و هزینه کرد است. نمی توان با اندک هزینه ریالی و ارزی به جنگ و چالش با رژیم تا دندان مسلحی رفت
که گاه و بیگاه حمایت های علنی و غیرعلنی سران خود را در بدنه های حاکمیتی همراه دارد. لزوم تسهیل روندهای داخلی برای اعزام کاروانهای
ورزشی ایران با استفاده از ارز مبادالتی می تواند تغییر محسوسی در کاهش هزینه های اعزام و در نتیجه تسریع مسیر دیپلماسی ایجاد نماید.
نظام پرداختی به فدراسیونهای ملی، هزینه کرد در ورزش قهرمانی، پرداخت حقوق به قهرمانان و مربیان طراز اول ورزش و نیز حمایت ویژه از
حوزه ورزش نیازمند بازنگری در نوع توجه قوانین و مقررات حاکمیتی به موضوع ورزش و ابعاد حاکمیتی آن است.
۳ .بهره گیری از آراء موافق در مجامع:
الزم است در موضوع سیاست گذاری بمنظور اعمال نفوذ در الیه های مدیریتی و تصمیم سازی مراکز بین المللی ورزش از رای مثبت و همراهی
همسایگان منطقه ای و کشورهای ممنتع بهره گیری کرد. در جهان کنونی ورزش بسیاری از کشورهای منطقه و حتی شرق آسیا حامیان مناسبی
برای تقابل با جریان نفوذ رژیم صهیونیستی به شمار می روند اما در مسیر انتخابات و همسویی با نمایندگان ایرانی بعضا با تغییر رویه و فضاسازی
دیگری مواجه می شویم که ضروری است در این مهم برنامه ریزی هدفمند جایگزین برنامه ریزی مقطعی گردد. حتی استفاده از کشورهای پرنفوذ
می تواند در کسب آراء موافق ایران در کرسی های بین المللی بسیار موثر واقع گردد.
ضرورت این امر افزایش گستره ارتباطی با کشورهای منطقه و تبادل تفاهمنامه های هدفمند با این کشورها را آشکار می سازد. الزاما استفاده از
قدرت ارز و هزینه اسکناس و یا زعفران و پسته ایرانی جوابگو نیست؛ بلکه، می بایست با ارائه خدمات معنوی به برخی از هم پیمانان روند نفوذ
رژیم صهیونیستی را کندتر و در نهایت متوقف کرد.
۴ .تقویت سواد مدیریتی و ورزشی
ایران در حالی مدعی بسیاری از حوزه های ورزشی است که مدیران باالدستی این حوزه بعضا در رشته ها و بخشهای تحت تصدی خود توان
علمی و تحلیلی مناسبی از وضع موجود و به تناسب آن از مواضع بین المللی ندارند. الزمه پرهیز از اینچنین ناآگاهی، تقویت بدنه مدیریتی و
تزریق تفکر صحیح است. مدیران ارشد دستگاههای ورزشی می بایست در درجه نخست با تالش برای تسلط به زبان بین المللی و ارتقاء سطح
دانش خود بیش از درج یک پست در اینستاگرام و رسانه های اجتماعی گام بردارند. ترکیب و آمیزش دانش مدیریتی با سایر علوم اجتماعی نظیر
فرهنگ شناسی، قومیت شناسی، دین شناسی و برخی از حوزه های مهم ارتباطات بین المللی می تواند تاثیر بسزایی در افزایش قدرت کشور در
مناسبات بین المللی داشته باشد.