وارونگی تحصیلی
وارونگی تحصیلی

امیر کربلایی-صدای دیپلماسی(idva):مدرسه در ایران ازعهد قاجار و در دوران محمد شاه قاجار شکل گرفته است.با این حال در سال های سلطنت ناصرالدین شاه قاجار، با وجود اینکه مدرسه دارالفنون افتتاح شد، اما اقدامات آموزشی در محدودیت هایی باقی ماند و دانش آموزان دوره ابتدایی کماکان در مکتب خانه‌ها آموزش می‌دیدند.  دارالفنون نام مدرسه متوسطه‌ای […]

امیر کربلایی-صدای دیپلماسی(idva):مدرسه در ایران ازعهد قاجار و در دوران محمد شاه قاجار شکل گرفته است.با این حال در سال های سلطنت ناصرالدین شاه قاجار، با وجود اینکه مدرسه دارالفنون افتتاح شد، اما اقدامات آموزشی در محدودیت هایی باقی ماند و دانش آموزان دوره ابتدایی کماکان در مکتب خانه‌ها آموزش می‌دیدند.

 دارالفنون نام مدرسه متوسطه‌ای بود که به ابتکار میرزا تقی خان امیرکبیر در زمان ناصرالدین‌شاه قاجار برای آموزش علوم و فنون جدید در تهران تأسیس شد. این مدرسه اولین مدرسه ایران به سبک مدارس عالی اروپا بود.اما از ابتدای سلطنت مظفرالدین شاه، به علت آشنا شدن بیشتر مردم با محیط فرنگستان و رواج افکار جمعی از ثروتمندان که ضمناً خود را جزو طبقه روشنفکر می‌دانستند به تأسیس مدارس ابتدایی و متوسطه اقدام کردند و در کار ایجاد مدارس نوین به سبک اروپایی پیشقدم شدند.

در سال های قبل از انقلاب با توجه به جایگاه نازل علم در میان اقشار جامعه و وابستگی شدید ایران به کشورهای دیگر در تمام علوم، مدارس با عنوان دولتی با کیفیت پایین و کمیت نامطلوب فعالیت خود را ادامه می داد اما با ظهور انقلاب اسلامی و رشد سریع جایگاه علم تعداد دانش آموزان افزایش سریعی یافته و به تبع، تعداد مدارس دولتی دیگر کشش این حجم مراجعین را نمی توانست داشته باشد لذا نیاز به تأسیس مدارسی با رویکرد جدید و غیردولتی حس می شد.

مدارس دولتی از همان ابتدای انقلاب با رویکرد حمایت از مستضعفین در اختیار همه اقشار ضعیف جامعه قرار گرفت اما با رشد شاخص های فرهنگی و افزایش اختلاف طبقات اجتماعی دیگر بسیاری از خانواده ها تمایلی به حضور فرزندانشان در این مجموعه دولتی که هزینه زیادی را به اقتصاد خانواده تحمیل نمی کرد نداشتند و کم کم تمایلات به مدارس غیر دولتی بالا رفت.این مدارس هم برای توجیه هزینه ها باید امتیازات و شرایطی بسیار فراتر از مدارس دولتی از جمله سطح بالای تحصیلی و کیفیت بالای خدمات را به دانش آموزان ارائه می کردند.افزایش فارغ التحصیلان مدارس نیز نیاز به مراکز آموزش عالی را روز به روز افزایش می داد،لذا در کنار دانشگاه های دولتی فضاهایی با رویکرد خصوصی و غیر دولتی نیز شروع به فعالیت کردند.

فضاهایی که به دلیل درآمد بالای آن توجیه بسیار خوبی برای موسسان آن به همراه داشت لذا این واحدهای آموزشی به شکلی قارچ گونه رشد کرده و  از ان سو سطح کیفی دانشگاه ها به شدت کاهش پیدا کرد که این موضوع یکی از معضلات فعلی فضای علمی و آموزشی کشور شده است.

در کنار این مشکل، وجود کنکور به عنوان فیلتری جهت ورود افراد با  سواد تحصیلی بالا به فضای آموزش عالی دولتی رقابتی نفس گیر را در میان دانش آموزان به راه می اندازد. رقابتی که اولین ثمره آن تضییع حقوق دانش آموزانی است که به علت نداشتن شرایط مالی خوب مجبور به تحصیل در مدارس دولتی هستند و به دلیل سطح پایین آموزش و عدم موفقیت در کنکور دانشگاه های معتبر دولتی باید تحصیلات عالی خود را در دانشگاه های بی کیفیت غیر دولتی بگذرانند.

این امر نوعی وارونگی را در ساختار علمی و آموزشی کشور فراهم می آورد .بر این اساس دانش آموزان مدارس دولتی باید وارد دانشگاه های بی کیفیت غیر دولتی شده و برعکس دانش آموزان مدارس غیر دولتی به دانشگاه های دولتی وارد شوند.

اتفاقی که خروجی و نتیجه آن بی عدالتی است و ایجاد شبکه مافیایی کنکور که آفتی برای موضوع فرهنگ و علم و آموزش کشور پدید آورده است.

در سالهای گذشته بحث حذف کنکور زیاد به گوش می رسید. اتفاقی که با عزم ضعیف مسئولین و در کنار آن لابی سنگین مافیای کنکور بی نتیجه و حتی رو به شکست است ،اما با کمی تامل به راحتی می توان این مشکل را حل و فصل کرد.

کاهش تعداد شعبات دانشگاه های غیر دولتی و افزایش سطح کیفی آن می تواند رتبه و جایگاه آنها را در میان دانشگاه های برتر کشور افزایش داده و به تبع آن دانش آموزان مدارس غیر دولتی را به ادامه تحصیل در این دانشگاه ها ترغیب کرد و در مقابل فرصت تحصیل در دانشگاه های دولتی را برای قشر کم برخوردار فراهم کرد. امری که رقابت تحصیلی و افزایش کیفیت دانشگاه ها را در پی خواهد داشت.