نفت،جنگ و دیگر هیچ….
نفت،جنگ و دیگر هیچ….

فرزین سوادکوهی، پایگاه خبری صدای دیپلماسی(idva): عصر روز پنجشنبه ۲۲ آذر ماه فیلم مستند “زیر صفر مرزی” ساخته مهدی افشار نیک در کوشک نفت به نمایش درآمد و بیژن زنگه وزیر نفت به همراه بسیاری از مدیران ارشد نفتی کشور به تماشای آن نشستند.افشار نیک با به تصویر کشیدن وقایع روزهای آخر زندگی یکی از […]

فرزین سوادکوهی، پایگاه خبری صدای دیپلماسی(idva):

عصر روز پنجشنبه ۲۲ آذر ماه فیلم مستند “زیر صفر مرزی” ساخته مهدی افشار نیک در کوشک نفت به نمایش درآمد و بیژن زنگه وزیر نفت به همراه بسیاری از مدیران ارشد نفتی کشور به تماشای آن نشستند.افشار نیک با به تصویر کشیدن وقایع روزهای آخر زندگی یکی از فرماندهان گمنام دفاع مقدس، تماشاگران فیلم را آنچنان تحت تاثیر قرار داد که بسیاری از آنان که نمی دانستند سردار شهید علی هاشمی کیست، در مظلومیت اووبه پاس فداکاری هایش سخت گریستند.نفت موضوعی بود که با وقایع فیلم تلفیق شده بود و تاثیراتی که دو پدیده نفت و دفاع مقدس بر مردم منطق گذاشته بود دستمایه ای شد تا فیلمساز به بخشی از تاریخ معاصر ایران نقبی عمیق بزند و بر تاریکنای سرگذشت مردمی که در حافظه تاریخی ما گم شده اند نوری روشن بتاباند. مردمانی که با چنگ و دندان، سرزمین و ثروت های آن همچون نفت را پاس داشتند تا آسیبی بر سیمای خسته صنعت نفت( وتو بخوان ایران زمین) نرسد.افشار نیک، نیک دانست که هموطنان عرب زبان خوزستان ثقل بار سهمگین خاطراتی غبار گرفته را بدوش می کشند که ما را از آن خبری نیست.
سردار شهید «علی هاشمی» در سال ۱۳۴۰ در اهواز چشم به جهان گشود. وی که در جریان جنگ تحمیلی، فرماندهی قرارگاه سری نصرت را بر عهده داشت، در تاریخ چهارم تیرماه ۱۳۶۷ به دنبال تهاجم سراسری عراق به جزیره مجنون و پس از اطمینان از تخلیه جزیره، به هنگام ترک مقر فرماندهی سپاه ششم هدف راکت بالگردهای عراقی قرار گرفت و به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

و اما نفت، پدیده ای شگرف که قرار بود ثروت و رفاه و آسایش را برای ما به ارمغان بیاورد، خاک زخم خورده خوزستان ملتهب را التیامی نبخشید.جنگ تمام شد اما درد در سرزمین سوخته همچنان باقی ماند.فقر و تبعیض، همچون دملی چرکین، پیکره اعراب شرافتمند خوزستان را در آلام خود فشرد و هور العظیم یاد وخاطره گمنامانی همچون علی هاشمی را که کسی ندانست که بودند و چه کردند ، در دل نیزارهای خود همچون رازی سر به مهر فرو برد.و آنچه باقی ماند همین بود: نفت، جنگ و دیگر هیچ……
به بهانه دیدن مستند تکان دهنده”زیر صفر مرزی” با محسن دلاویز مشاور اجتماعی وزیر نفت به گفتگو نشستیم و بخشی از دفتر مناطق جنگ دیده نفتخیز کشور را ورق زدیم. او درحالی که گویی حال و هوایی عجیب را تجربه می کند صمیمانه به پرسش های ما پاسخ گفت.

دلاویز در مورد مصایبی که جنگ ۸ساله بر مردم منطقه خوزستان وارد آورد گفت:پیش از هرچیز بگذارید بگویم فیلم مستند ساخته آقای افشار نیک اثر هنری خوبی بود.تلفیق موضوع دفاع مقدس در کنار مقوله صنعت نفت بسیار هوشمندانه است.درحقیقت عظمت دفاع مقدس در همین است که هرچه از آن دورتر می شویم همچنان ارزش های خود را به رخ می کشد و ما هم هیچ وقت نباید از یاد ببریم که بی نیازیم از یاد آوری حقایق دفاع مقدس.ضمن این که هیچگاه هم نمی توان نقش نفت را در یکصد سال گذشته در تحولات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی کشور نادیده گرفت.ما باید بپذیریم که شاید به دلیل کم تجربگی هایمان هیچگاه نتوانستیم دین خود را به مردم مناطق مذکور ادا کنیم. و از یاد بردیم در برابر آنچه با نفت در مناطق نفتخیز ایجاد کردیم ،باید رفاه و آسایش را هم گسترش بدهیم.مسایلی مانند تغییر اقلیم و موضوعات زیست محیطی فاکتورهایی بود که شاید از آن غافل شدیم.
وی اضافه کرد: با ورود صنعت نفت به کشور تغییرات طبقاتی در بین مردم و کارکنان صنعت نیز به وضوح عیان شد اما ما نتوانستیم به مسئولیت های اجتماعیمان در این خصوص به خوبی عمل کنیم و نقش خود را متاسفانه پیدا نکردیم.ما همیشه تک بعدی نگاه کردیم و چون تجربه نداشتیم، بعد، آثارش را به عینه دیدیم.رفتیم پارس جنوبی را ساختیم و سپس دیدیم که آنجا زیر ساخت های اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و رفاهی را هم می طلبد.اگر پارس جنوبی ساخته شد،پس باید،هم اینک آمار آسیب های اجتماعی و بیکاری و فقر و اعتیاد و طلاق هم کم شده باشد.در حالی که این اتفاق نیفتاد.ما در آنجا نیاز به مراکز فرهنگی داشتیم.لازم بودسینما و تئاتر داشته باشیم.حفظ محیط زیست در آنجا می بایست به شکلی جدی در نگاه ما ثبوت می یافت.ولی اینطور نشد.
دلاویز افزود: همچنین اتفاقاتی مشابه در غرب کارون هم افتاد.من به عنوان مشاور اجتماعی وزیر نفت به خوبی در جریانم که شخص وزیر، قبل از شکل گیری صنعت در منطقه غرب رود کارون، اعتقادی راسخ به ایجاد زیر ساخت هایی از این دست داشت وبا توسعه صنعت نفت در آن منطقه تنها در آن شرایط موافقت می کرد و آن را یک پیش شرط می دانست.

وزیر نفت پیش از آن نقشه راه توسعه اجتماعی در میادین آزادگان را مطالعه و در نظر گرفته بود و اعتقاد داشت که باید از تجارب گذشته مانند پارس جنوبی درس گرفت.او دریافته بود که آن تجربه جدایی نفت از زندگی مردم دیگر جوابگو نیست و همه چیز عوض شده است.ما باید بدانیم که اگر قرار است در همین منطقه آزادگان ناحیه ای چون هور را مورد آسیب قرار دهیم می بایست در کنارش شرایطی را فراهم کنیم که این ضعف پوشانده شود.این وظیفه صنعت نفت است که آسایش و آرامش را برای مردم این منطقه به ارمغان بیاورد.
وی درخصوص سهم۱۴٫۵ درصدی صنعت نفت از محل درآمدها واختصاص ۳ درصد از این میزان برای رشد و توسعه زیر ساخت ها در مناطق نفتخیز نیز گفت: این که این میزان تا چه حد می تواند عادلانه باشد نیاز به بحثی جداگانه دارد.اما همینقدر هست که بگوییم باید با همین ۳ درصد،ارتقا اجتماعی و اقتصادی وفرهنگی و رفاهی مردم مناطق نفتخیز محقق می شد.در حالی که نشد.من اعتقادی راسخ دارم که نفت مسئولیت خود را در این زمینه انجام نداده است و هرآنچه انجام داده باشد بازهم کم است و هنوز بسیار با آنچه باید باشد فاصله دارد.
مشاور اجتماعی وزیر نفت در پاسخ به این پرسش که گفته می شود این ۱۴٫۵ درصدی که در قانون آمده است با گذشت زمان و افزایش هزینه های توسعه ای روز صنعت نفت در دنیا به هیچ وجه هم خوانی ندارد گفت: بی شک همینطور است و وضعیت صنعت نفت در حال حاضر ایجاب می کند که ارقامی بالاتر از این ها را برای خود داشته باشد.این رقم اصلا کفاف هزینه های معمول صنعت نفت را هم نمی دهد.چه برسد به این که بخواهیم با آن سرمایه گذاری هم بکنیم و نفت را توسعه بدهیم و در عین حال فقر و محرومیت در منطقه را هم از بین ببریم و شغل ایحاد کنیم.

وی ادامه داد: من خود از چنین منطقه ای آمده ام.بچه مناطق نفتخیزم و همه این تبعیض ها و فقر ها و نداری های آنجا را لمس کرده ام وبا آن بزرگ شده ام.بنابراین خوب می دانم که با این رقم ها نمی توان مناطق نفتخیز را از فقر و تنگدستی و محرومیت و عقب ماندگی نجات داد.اما درعین حال معتقدم که تجارب کسب شده به ما فهمانده است که در همین غرب کارون باید درکنار مردم منطقه باشیم و با آنها کار و زندگی کنیم.ما اینک درس گرفته ایم که در چنین جایی باید پیش از هرچیز یک راهبرد و برنامه ریزی مدون داشته باشیم و با ایجاد زیر ساخت های لازم کار نفت را آغاز کنیم.در غیر این صورت ما مجددا به دام مشکلات مشابه گذشته خواهیم افتاد.
دلاویز تاکید کرد: من بالشخصه به بحث فرهنگی سخت اعتقاد دارم و شک ندارم که با ایجاد زیر ساخت هایی مانند آموزش وپرورش و یادگیری می توان رفاه و آسایش وبهداشت و درمان و زندگی مناسب در مناطق نفتخیز را جاری ساخت.تنها با چنین رویکردی می توان از وضع رقت بار و پر از فقر این مناطق فاصله گرفت.مردم عرب زبان خوزستان در تمام سال های گذشته و بخصوص در سالهای دفاع مقدس بسیار سختی کشیدند و زحمات زیادی را متحمل شدند.آنها بیش از ۳۰ هزار شهید دادند.اگر سنگرهای اولیه توسط این مردم مظلوم و بی ادعا شکل نمی گرفت و آنان فداکارانه نمی جنگیدند شاید اتفاقات بسیار بدی در کشور ما می افتاد.باید همه این تلاش ها را قدر دانست.این بخش بزرگی از تاریخ معاصر ماست و هیچ وقت نمی توان و نباید از آن فاصله گرفت.دفاع مقدس به گردن نفت حق دارد.
وی همچنین در خصوص برخی از اشاره های فیلم “زیر صفر مرزی” نسبت به موضوعات حساس فرهنگی و قومیتی نیز گفت: یکی از نقاط قوت این فیلم این بود که تاکید داشت نباید شکاف های قومیتی را در کشور عمیق تر کرد.وحدت مردم همه مناطق کشور امری بسیار بسیار حیاتی است.این انشقاق نباید ایجاد شود و با ظرافت باید این وحدت و یکپارچگی، حفظ و صیانت شود.
وی در پاسخ به این پرسش که مدیران تصمیم گیر در خصوص به کار گیری نیروهای بیشتر بومی در منطقه معتقدند که صنعت نفت صنعتی بسیار تخصصی است که نیاز به افراد آموزش دیده و آگاه دارد و این انتقاد درست نیست و نمی توان همه را وارد این صنعت کرد نیز گفت:اجازه بدهید با این افراد مخالفت کنم.من معتقدم ما می توانستیم و هنوز هم می توانیم از افراد بومی بیشتری استفاده کنیم.این حرف درستی نیست.ما در آن مناطق افراد بسیار مناسبی را برای کار در صنعت نفت می توانیم به کار بگیریم.چرا آنها ظرفیت بیشتری ندارند؟ چه کسی این را گفته است؟ وی در پایان با اشاره مجدد به فیلم “زیر صفر مرزی” گفت: من معتقدم برای اقدامات فرهنگی،موضوع تلفیق دفاع مقدس با صنعت نفت هنوز جای کاربسیار بیشتری دارد و باید به شکل بسیار عمیق تری به آن پرداخت تا تمام ابعاد ناپیدای این رویداد واثرات صنعت نفت و رد پای آن در دفاع مقدس بر مردم مکشوف شود.