ستیز با دیستوپیای وحشت
ستیز با دیستوپیای وحشت

فرزین سوادکوهی-صدای دیپلماسی(idva):نمایشگاه را رها کنیم؟ آری.کارهای مهم تری وجود دارد. قیل وقال سنتی هرساله در سالن های مجاور اتوبان چمران نان و آب بشو نیست.اگرنمایشگاه نفت ، به تبع رسم هرساله جای دید وبازدید و چاق سلامتی اهالی صنعت وتجارت بود و بعد از چهار روز هم بی هیچ نتیجه درخوری در افق تقویم […]

فرزین سوادکوهی-صدای دیپلماسی(idva):نمایشگاه را رها کنیم؟ آری.کارهای مهم تری وجود دارد. قیل وقال سنتی هرساله در سالن های مجاور اتوبان چمران نان و آب بشو نیست.اگرنمایشگاه نفت ، به تبع رسم هرساله جای دید وبازدید و چاق سلامتی اهالی صنعت وتجارت بود و بعد از چهار روز هم بی هیچ نتیجه درخوری در افق تقویم گم می شد، اینک دیگر فرصت جی جی باجی بازی های اهل و غیر اهل نیست. ‌کار بدجور بیخ پیدا کرده است‌ .نفت ایران روزهای پرتب وتابی را از سر میگذراند.امپراتور به کمتر از حذف ما راضی نیست.موبور ینگه دنیایی و هم پیمانانش کمر به قتل تولید وصادرات نفت ایران بسته اند.توتالیتاریست ها با دشداشه به دوشان چفیه و عقال به سر، رقص شمشیر میکنند اما در خفا با خرس بزرگ هم باده سلطه می نوشند.چشم بادامی ها را در قبال ایران به سیاست یکی به نعل یکی به میخ وا می دارند وعرض خود می برند وزحمت ما می دارند. تحریم فقط یک صفحه این سناریوی سیاه است.ترسیم فضای تاریک، برای یاس و دلمردگی مردم، هدف اصلی کاخ سفید است.
در داخل هم تئوری های اقتصادی شبه لیبرال دموکرات ها نفس اقتصاد نهادگرا و مولد را بند آورده است.بانک ها تیغ برگلوی تولید نهاده اند.دلالان جای کاسبان را گرفته اند.صنعتگر ایرانی از سرنوشت تولید خود در یک هفته بعد هم خبر ندارد و این درحالی است که خرده پاهای خارجی در اندک زمانی به تراست تولیدتبدیل می شوند.تصمیمات سرنوشت ساز ارزی، بین طبقات فوقانی ساختمان میرداماد و کوچه پسکوچه های خیابان ارباب جمشید سرگردان است.
عربده سیاست زدگی هم لحظه ای قطع نمی شود.هرحرکتی در توسعه صنعت نفت بلافاصله زیر ذره بین جریان مخالف می رود تا تخطئه شود.فرقی هم نمیکند این شلتاق از کدام سو و از چه دهانی بیرون می آید.
بازار انتقاد و تخریب حسابی گرم و پر رونق است.غیبت رسانه های آزاد و بی چشم داشت ، میدان حقیقت را به سلاخی شبکه های اجتماعی سپرده که تر وخشک را به سخیف ترین اشکال می سوزانند. توسعه و اجرای طرح های عظیم نفتی بازیچه نقدهای بی مایه دخترکان موبایل بدست می شود.نهادهای دولتی را به جان ارگان های نظامی می اندازند‌.میان کارفرما و پیمانکار سکه تفرقه می چرخانند.رطب ویابس بافی اهل نظر هم گرهی از کار فروبسته باز نمیکند.
آریستوکرات ها، بر تجارت چمدانی نفت و اقتصاد حکومت می کنند بی آنکه از نخبگی، خمیر مایه ای در وجود داشته باشند.تکنو کرات ها سرگردانند.وزیر حرف می زند و وکیل فرمان نمی برد.مدیریت نظام اداری کهنه سالار ایرانی موروثی است. و ویروس نویسی همچنان برعلیه صنعت نفت ادامه دارد……..
یاللعجب که بعدترهمان ها که دکل نفتی غیب می کنند مدعی بیت المالند.همان ها که کرسنت بپا می کنند به تظلم خواهی مشغول می شوند.همان ها که پروژه های بی سرانجام ۳۵ماهه طراحی می کنند،به وقت افتتاح های پارس جنوبی،زبان به گلایه تاخیرها می گشایند.همان ها که در صادارات گاز کاهلی کرده بودند قراردادهای گازی را زیر سوال می برند.وزیر را به مجلس می کشند که چرا تولید بنزین در ستاره خلیج فارس را به حداکثر رسانده است!همان ها که بازرگانی پتروشیمی را به نیستی نشاندند،پرونده پولشویی مرجان خانم آل آقا و اعوان و انصار طاق و جفتش را یا به حساب این دولت می نویسند یا به حساب آن دولت.فرقی هم نمی کند طرف اصولگرا باشد یا اصلاح طلب .هرجا هم کم می آورند یا به گردن احمدی نژاد می اندازند یا به گردن رییس کابینه بعدی و این آخری ها هم به گردن ترامپ!الحق که نفت هرگز از سیاست جدا نمی شود.
باری، در وحشتکده این دیستوپیا(ویرانشهرآمریکایی)چاره ای باقی نمی ماند جز ستیز با تاریکی.و این تنها در صورتی شدنی است که حکمت را جایگزین حرف کنیم. اختلاف ها را کنار بگذاریم و تن پوش وحدت به تن کنیم.حالا وقت آن است که منافع ملی را از نهانخانه شعار زدگی بیرون بکشیم.وگرنه ماییم و شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حایل ….