اقتصاد سیاست زده
اقتصاد سیاست زده

وقتی در باب اقتصاد صحبت می کنیم نمی‌توانیم واژه مهمی چون سیاست را نادیده بگیریم. سیاست چه معنای عام آن و چه به معنای خاص، به عنوان خط مشی دولت ها و حکومت ها در عرصه اقتصاد نه تنها تاثیر فراوان دارد بلکه به عنوان عامل سرعت بخش یا کُند کننده از عوامل مهم این […]

وقتی در باب اقتصاد صحبت می کنیم نمی‌توانیم واژه مهمی چون سیاست را نادیده بگیریم. سیاست چه معنای عام آن و چه به معنای خاص، به عنوان خط مشی دولت ها و حکومت ها در عرصه اقتصاد نه تنها تاثیر فراوان دارد بلکه به عنوان عامل سرعت بخش یا کُند کننده از عوامل مهم این حوزه میباشد. اما اتفاق از زمانی حاصل میشود که نگاه ما به اقتصاد سیاسی شود، آنچه که در این دهه های اخیر به کَرات شاهد آن بودیم و همچنین در سالهای اخیر نیز کاملاً به عنوان یک ابزار کارآمد در دست بازیگران سیاسی قرار گرفته است اساساً نگاه پوپولیستی به حوزه اقتصاد که آفت جامعه های هیجانی و ملتهب است، باعث گردیده که بر اساس نیاز سیاسیون در مدت زمان کوتاه جلوه‌هایی از رشد اقتصاد اعم از بازگشاییِ اعتبارات، امکانات ایجاد شرایط وامی توسط بانکها به اصحاب اقتصاد و… را به دنبال داشته باشد و با برگزاری نمایش های رسانه ای در بوق و کرنا نیز می گردد و مخاطب را در شرایط ویژه روانیِ باورپذیری قرار می دهد و قابلیت تشخیص و تطبیق آنچه گفته شد با واقعیت را از جامعه مخاطب سلب  میکند این اتفاق فقط به عنوان یک حربه سیاسی جهت جلب افکار عمومی برای جریان سیاسی کاربرد دارد و بدتر از آن استفاده های دیگری است که از این نگاه به حوزه اقتصاد صورت می گیرد و گروه های سیاسی  از آن بهره مند می شوند، ابزارهایی مانند فرافکنی عمومی که بر بستر رسانه های مجازی، جامعه مخاطب گسترده ای را پوشش میدهد. فریاد آنکه در حوزه اقتصاد دولت ها و یا به زبان ساده تر حزب و جریان سیاسی قالب قصد اقدامات گره گشایانه دارد و جریان مخالف به عنوان سد سترگ مقابل این پیشرفت ایستاده است و یا استفاده از ابزار سیاست در حوزه اقتصاد برای تخریب جریان سیاسی دیگری و اعلام آنکه جریان مخالف قبلی آواری را به ببار آورده که نمی‌توان اقتصاد پویایی را دنبال نمود و باید مدتها خرابی دولت قبل را آوار برداری کرد. همه این مدل ،بازی های سیاسی که اقتصاد یعنی یکی از ارکان مهم یک جامعه را نشانه می رود چیزی به غیر از افزایش رکود و عدم فعالیت کارآمد به دنبال نخواهد داشت. حال آنکه پس از این التهابات و خاموش شدن هیجانات کاذب جامعه عمومی مردم با واقعیت اقتصادی کشور مجدداً روبرو خواهند شد و شاهد اقتصادی خواهند بود که روزبه روز نه تنها سهمی به سفره آنها اضافه نکرده است بلکه حق مسلم آنها مانند اشتغال، یک زندگیِ حداقلی را هم از آنها خواهد گرفت و کشور را به رکودی سنگین فرو خواهد برد. بهتر نیست که جامعه تصمیم گیرنده کشوری به جای ورود به چنین چالشهایی، اقدامی جهت رشد و توسعه اقتصاد را با توجه به طراحی مدل های زود بازده (استارت آپ ها، شرکت های دانش بنیان و…) و کم کردن فاصله جدی و عملی را ما بین دانشگاه و صنعت تبدیل کند تا با برنامه ریزی های مدون کوتاه و میان مدت و بلند مدت فرصت سوزی نکند؟ بهتر نیست به جای اقتصاد سیاست زده، سیاستی برای اقتصاد بر پایه اقتصاد مقاومتی ایجاد کنیم و سیاست را برای رشد اقتصاد و نه برای رشد سیاسی جریان فکری همسو و یا تخریب جریان مقابل به کار بریم؟