اصلاح الگوی مصرف سوخت الفبای توسعه یافتگی است
اصلاح الگوی مصرف سوخت الفبای توسعه یافتگی است

فرزین سوادکوهی-پایگاه خبری صدای دیپلماسی(idva):این باور خطا که ما چون در کشوری آکنده از منابع نهفته هیدروکربوری به سر می بریم و هرچقدر که مصرف کنیم خمی به ابروی ذخایرمان نخواهد آمد حالا دیگربه راستی به یک معضل بزرگ تبدیل شده. هنوز هم معلوم نیست این اعتقاد از کجا بوجود آمده که مخازن سرشار نفتی […]

فرزین سوادکوهی-پایگاه خبری صدای دیپلماسی(idva):این باور خطا که ما چون در کشوری آکنده از منابع نهفته هیدروکربوری به سر می بریم و هرچقدر که مصرف کنیم خمی به ابروی ذخایرمان نخواهد آمد حالا دیگربه راستی به یک معضل بزرگ تبدیل شده.

هنوز هم معلوم نیست این اعتقاد از کجا بوجود آمده که مخازن سرشار نفتی و گازی  ما در پارس جنوبی و میادین خوزستان و غرب  رودکارون و مناطق مرکزی کشور کفاف همه روزگاران ما را می دهد.بسیاری بر این اعتقادند که تا دهه های آینده ایران نیز به تبع همه ممالک جهان از منابع جدید انرژی های پاک و تجدید پذیر استفاده خواهد کرد، حال آنکه اگر نیک بنگریم درخواهیم یافت که این بخش از توسعه در کشور ما هنوز بستر مناسبی برای ظهور نیافته است و این درحالی است که همه آنهایی که رو به انرژی های تجدید پذیر آوردند پیش از این اتفاق، باورکرده بودند که بشر جهان جدید درمصرف منابع طبیعی بسیار محدودیت دارد و اساسا بر همین اعتقاد بود که بر روی طرق جدید انتفاع از منابع نو و پاک تاکید ورزیدند.آنها پیش از هرکار الگوهای مصرف خود از انرژی های فسیلی را اصلاح کردند، تکنولوژی را به جدیت به کار بستند و هرروز به روز تر شده و روش های زیست خود در این محدودیت را نو به نو نمودند.

باید این واقعیت هرچند ناگواررا پذیرفت که ما از یاد بردیم مظاهرفناوری های جدید، پیش از خود ،فرهنگ بهره بری از آن را می طلبند.حال آنکه ما در این گوشه از کره خاکی این التزام را یا به کلی فراموش کردیم ویا با دفع الوقت و کاهلی، پرداختن به آن را به فرصتی دیگر موکول کردیم وپس ازآن نسیانی بزرگ بر ما چیره شد که درمان یک بیماری در وهله اول اعتراف به بیماری است.

مصرف انرژی های هیدروکربوری در کشور ما گرفتار یک بلیه قدیمی است.عدم همپایی با فن آوری های جدید در وسایل گرمایشی خانه ها و اماکن، استفاده حداکثری از انواع سوخت های فسیلی در بخش حمل و نقل و موتورهای احتراقی با راندمان بسیار پایین،بی مبالاتی دررعایت الگوهای بهینه مصرف و نبود فرهنگسازی در این زمینه، گره کار را فروبسته تر کرد.

این درحالی بود که از نخبگان جامعه که دستی برآتش حاکمیت داشتند نیز تمایلی دراین باب دیده نشد.مدیران تصمیم گیر طی سالیان گذشته ، بسترهای توسعه را به کلی از خاطر زدودند و تنها به صورت آن بسنده کردند.این ذهنیت که فعلا  چون پشت چپ ما پر است و الی ماشالله ذخیره نفتی و گازی داریم و به حد ممکن  چاه نفت و پالایشگاه و پتروشیمی و نیروگاه احداث کرده ایم تا درخدمت احداث خانه ها و اماکن بیشتر، بنا کردن کارگاه و کارخانه افزونترما باشد ،کار را به جایی رساند که به یکباره در ابری ضخیم از آلایندهای زیست محیطی، بندهای بیشمارصندوقی خالی از قوه اقتصادی و مالی و سرسامی از گرفتاری های بعد از آن گرفتار شدیم.

ترافیک سرگیجه آور مشکلات و معضلات ،با این رویکرد که  هرچه خانه بسازیم و مردم را در آن جای دهیم، هرچقدر خودرو تولید کنیم ودر اختیار قرار دهیم، هرمیزان کارخانه و کارگاه احداث کنیم و از آن بهره ببریم  پیشرفت کرده ایم،ما را در توهم توسعه یافتگی زندانی خود کرد، درحالی که چشم باز کردیم و دیدیم از توسعه آنچه نصیب ما شده ، تقریبا برابر با هیچ است.

اینک ما همچنان در آغاز راه توسعه هستیم.حال تا حدودی دریافته ایم که خرد جمعی یگانه یاور ما در رفع چالش هاست و تصمیم گیری های جزیره ای و ایده های کهنه،بارگران عقب افتادگی سالیان را از دوش ما برنمی دارد.اکنون باور کرده ایم که یک دست صدا ندارد و زمانی می توانیم مولفه های مصرف بهینه سوخت را در زندگی خود به کار گیریم که از فرهنگ آغاز کنیم و در این میان چه سرآغازی مطلوبتر از ذهن جوان نسل های تازه که بی تردید وارثان جهان آینده ما خواهند بود.

نسل جوان هوشمند امروز، خود به نیکی در یافته است که روش های عمدتا باری به هرجهت و نخ نمای قدیم، کار ساز نبوده و “به عمل کار برآید، به سخن رانی نیست”.

افکار عمومی دریافته است که مصرف انرژی در ایران بیش از چهار برابر میانگین مصرف جهانی و هشت برابر مصرف انرژی در ژاپن است.این گزاره نگران کننده زنگ خطر ها را بیخ گوش مردم به صدا درآورده است.

محسن دلاویزمدیرعامل شرکت بهینه سازی مصرف سوخت آمار تکان دهنده ای را منتشر کرده است که بالطبع نمی تواند از اذهان مردم کوچه و بازار دور بماند.او در آخرین نشست خبری خود می گوید:هم اکنون ۴۵ میلیارد دلار یارانه انرژی در کشور، بین ۸۰ میلیون ایرانی توزیع می‌شود و این در مقطعی دارد اتفاق می افتد که چین به عنوان یکی از بزرگترین کشورهای صنعتی جهان با یک و نیم میلیارد نفر جمعیت ۳۸ میلیارد دلار یارانه به بخش انرژی می‌دهد .

وی با بیان اینکه ۱۵ درصد یارانه حوزه انرژی جهان در ایران پرداخت می‌شود تاکید می کند که  ۵۰ درصد یارانه انرژی کشور به ۳ دهک ثروتمند جامعه می‌رسد که تنها سه درصد هزینه این دهک مربوط به سوخت است.

موضوع تاسف بار تر این که ۱۰ درصد تولید ناخالص کشور به خرج یارانه انرژی می رود.یعنی چیزی  در حدود۱۰۴۶ میلیون بشکه نفت خام.چون معادل ۳۹۶ میلیون بشکه نفت خام در حوزه خانگی، ۳۳۱ میلیون بشکه در بخش صنعت و ۳۱۹ میلیون بشکه در دایره حمل و نقل به مصرف یارانه انرژی کشور می رسد.

باور به این آمار وقتی سخت تر می شود که ما در می یابیم ،سرانه بالایی از خودرو نسبت به جمعیت خود نداریم و در حقیقت در مقابل هر ۱۰۰۰ نفر تنها ۲۰۰ نفر صاحب خودرو در کشور داریم.

از سوی دیگر در حوزه مصرف در بخش حمل و نقل،این رقم عجیب وتکان دهنده اخیر، وقتی شگفت انگیز تر می شود که مشاهده می کنیم هر خودرو در کشور ما برای هر۱۰۰ کیلومتر ۷٫۸ لیتر سوخت مصرف می کند و در اروپا ۵٫۵ لیتر .

به گفته دکتر دلاویز اروپایی ها برای مصرف ۴ لیتر در هرصد کیلومتر خودرو های خود هم دارند کار می کنند در حالیکه برای ما ،درهمچنان بر همان پاشنه سی چهل سال پیش می چرخد.

دلاویز به نکته ظریف دیگری هم اشاره می کند که جان این مقال را تشکیل می دهد و آن این که به راستی باید از خود بپرسیم آیا توسعه یافتگی و عدالت اجتماعی در کشور هایی مانند ایران و ونزوئلا و سودان که قیمت بنزین بسیار ارزان است بیشتر محقق شده و یا در جایی مانند نروژ که قیمت سوخت بسیار بالاست؟

خوشبختانه در کنار طیف جوان و نوجوان جامعه ما، نسل جدید مدیران کلان کشوری نیز از باورهای عامیانه و سنتی دوران پیشین اسلاف خود فاصله گرفته اند و در یافته اند که برای به بار نشستن اهداف توسعه ای و بستر سازی برای آن می بایست از دالان مدیریت مدرن وعلم و تکنولوژی روز عبور کرد.

گریز و گزیری از این موضوع نیست که مقوله آموزش بخش عمده ای از اهداف توسعه ای را امکان پذیر می کند و جهان آینده بدست نسل جوان فعلی ترسیم خواهد شد که نیک و بدش را از همین حالا پی می ریزد.

اینک در شرایطی که جامعه هدف مسئولان برای فرهنگسازی مصرف بهینه سوخت، روی گروه های دانش آموزی تمرکز پیدا کرده، نیکو تر آن است که با نگرشی نو در قالب مسابقات و جشنواره ها و رویدادهای تشویقی، تربیت در حوزه بهینه سازی مصرف انرژی و به طور اخص مصرف سوخت را آغاز کنیم.شرکت بهینه سازی مصرف سوخت برای اولین بار کرکره این منظر را بالا زده است.

برگزاری رویدادی مانند جشنواره بزرگ دانش آموزی “بهسو” با موضوع مصرف بهینه سوخت می تواند نقطه شروعی باشد برخلائی که سالیان سال وجود داشت.

این جشنوارهم اکنون با هدف افزایش آگاهی و توجه کودکان ونوجوانان در زمینه اصلاح الگوی مصرف، حفاظت از منابع سوخت، ترویج فعالیت ها و اقدامات بهره ورانه در جامعه و تشویق آنها به عرصه آشنایی با توانمندی و استعدادهای خود، فرهنگسازی مصرف بهینه انرژی از سنین نوجوانی ، آشنایی دانش آموزان با بحث صرفه جویی مصرف انرژی و در نهایت همراهی خانواده ها در جهت اجرای برنامه های مشترک در زمینه کاهش مصرف سوخت شکل گرفته است.

برگزاری چنین رویدادهایی اگر با کارشناسی و دقت نظر توام گردد می تواند امید بخش باشد.آنهم در شرایطی که به تعبیر دلاویز هم اکنون ۶میلیون دانش آموز می توانند مخاطبین آن باشند و در آن شرکت کنند.

اینک ۳۱ استان کشور پذیرای ارائه آثار این دانش آموزان است.بی شک روش های آموزشی توام با تشویق بسیار تاثیر گذارتر از رویکرد تنبیهی است.

فرهنگسازی بر بستر های حمایتی در اقشار مختلف جامعه ابزاری کارآمد تر از دست بردن در قیمت سوخت ارزان است.تردیدی وجود ندارد که حامل های انرژی در کشور ما بسیار ارزان هستند اما این نکته نیز پذیرفتنی است که سطوح درآمدی اجازه قیمت گذاری جدید در این حامل ها را نخواهد داد.

بر این اساس می توان به ظهور چشم اندازهای توسعه ای در کشور دلخوش بود و دریافت که از رهگذر فرهنگ، اقتصاد نیز سامان می گیرد و با قوت گرفتن اقتصاد، رفاه و آرامش و سلامتی و ثروت پدید خواهد آمد.